Sunday, June 26, 2011

سلطنت طلب نیستم اما معتقدم برای رهبری اپوزیسیون خارج از کشور کسی مناسبتر از رضا پهلوی نیست

اگر چه هر نوع حمایت از رضا پهلوی بعنوان یک فعال سیاسی ممکن است سلطنت طلبی تلقی شود اما من - بعنوان کسی که معتقدم رژیم سلطنتی جوابگوی نیاز امروز جامعه ایران نمی توان باشد - بر این باور هستم که در این مرحله از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران هیچکسی جایگاه رضا پهلوی را برای بعهده گرفتن رهبری اپوزیسیون خارج از کشور ندارد .
- او بارها اعلام کرده است که برای براندازی جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت مردمی و سکولار در ایران تلاش می کند .
- او معتقد است که تعیین نوع و شکل حکومت آینده ایران تنها و تنها با رأی مردم امکان پذیر است .
- او رسوایی مالی ندارد و خبط سیاسی ای مرتکب نشده است .
- او در عین حالی که با رهبران جنبش سبز اختلاف عقیده اساسی دارد ولی از همان ابتدا از آنان و جنبش سبز مردمی ایران حمایت کرد و این حمایت هنوز هم ادامه دارد .
- او کسی است که علاوه بر دانش سیاسی ، به زبانهای انگلیسی و فرانسوی تسلط عالی دارد و از کاریزمای خوبی برای بعهده گرفتن رهبری مخالفین برخوردار است .
- او کسی است که اگر بعنوان نماینده من در یک مجمع بین المللی ظاهر شود بدلیل داشتن شخصیت و منش سیاسی ای در حد کلاس بین المللی باعث افتخار است خواهد بود .
در خاتمه ، اگر چه گفتن این جمله تا حدودی به ریسک بیشتر می ماند اما من باور دارم که رضا پهلوی در میان نسل جدید ایرانیان نیز شخص خوشنامی است و پتانسیل بهعده گرفتن جنبش اجتماعی داخل را نیز دارد .

Thursday, June 23, 2011

یک تقاضا از شورای هماهنگی راه سبز امید : لطفاً برای 18 تیر فراخوان ندهید . اجازه دهید مردم کار خودشان را بکنند

با توجه به عدم استقبال مردم و اعضای جنبش سبز از شورای هماهنگی راه سبز امید برای آمدن بر سر پشت بامها و سر دادن فریاد الله اکبر در چهارشنبه شب ، بنظر می رسد که این شورا - متأسفانه یا خوشبختانه - بدلائل مشخص مورد وثوق و اعتماد مردم نیست . اصلی ترین دلیل این واقعیت هم چیزی نیست جز اصرار این شورا بر ناشناس ماندن اعضاء و سکوت در مقابل برخی از پرسشهای اساسی منتقدین . نه کسی می داند اعضاء این شورا کیستند و نه می توان به ضرس قاطع گفت که منش و روش سیاسی این افراد چیست . این شورا هنوز به این پرسش اساسی پاسخ نداده است که راهبردش در قبال ولایت فقیه چیست .
به هر حال باید امیدوار بود که این شورا از درسی که مردم به آنان دادند نکات لازم را یاد گرفته و اگر می خواهند کماکان بازیگر عرصه سیاست باشند یادشان باشد که نمی توان هم به نعل کوبید هم به میخ !
نمی توان بر پشت شتر نشست و از ترس دیده شدن دولا شد !
بنابراین از این شورا خواهش می کنم که عجالتاً در خصوص 18 تیر سکوت کرده و هیچ فراخوانی ندهند تا بیش از این مردم را مجبور به واکنش منفی سکوت نکنند . بقول ضرب المثل معروف و قدیمی :
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم ، مرحمت فرموده ، ما را مس کنید

Thursday, June 2, 2011

اگر اتفاقی که روز چهارشنبه در تهران افتاد ، در فلسطین رخ داده بود ، خامنه ای اتا الآن ...ن خودش رو هم جر داده بود ! مملکته داریم ؟

کافی بود اتفاقی مشابه آنچه در روز چهارشنبه و در جریان مراسم تشییع شادروان سحابی رخ داد و به مرگ دختر ایشان هاله سحابی منجر شد مثلاً در فلسطین اتفاق افتاده بود شک ندارم که تا حالا خامنه ای ...ن خودش رو هم جر داده بود و اشک تمساح می ریخت و بر و صورت خودش میزد . مملکته داریم ؟

یک پیشنهاد : جمعه 20 خرداد را تبدیل به تظاهرات جمعه خشم ایرانیان کنیم

این کار غیر ممکن نیست اگر همگان با هم دست به دست هم دهیم و بخواهیم !
روز جمعه - فارغ از اینکه امام جمعه کیست و چه می گوید و نیز اینکه ما اعتقاد مذهبی داریم یا نه - بهترین روز برای انجام تظاهرات است .
مطمئنم رژیم را می توانیم آچمز کنیم اگر همه با هم اطلاع رسانی کنیم .
بگذارید رژیم را مجبور به تعطیلی نماز جمعه کنیم : فراموش نکنید که همه با هم هستیم !
زنده باد آزادی

Saturday, March 19, 2011

همه جای دنیا مردم میخوان به سمت آینده برن اونوقت ما میخوایم برگردیم به دوران طلایی حضرت امام ! مملکته داریم ؟

همه جای دنیا مردم میخوان به سمت آینده برن اونوقت ما میخوایم برگردیم به دوران طلایی حضرت امام ! مملکته داریم ؟

Thursday, March 17, 2011

به شورای هماهنگی راه سبز امید : از شما سه پرسش دارم ، لطفاً پاسخ دهید

در آخرین بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید بمناسبت سال نو آمده است :

" با صدای بلند می گوییم که انتساب جنبش ضد استبدادی سبز مردم ایران به آرزومندان بازگشت حکومتهای فردی غیر پاسخگو ویا تروریستهای بریده از ملت که هموطنان خود را به متجاوزان به این آب و خاک فروختند، مکر ناشیانه وکهنة زمامداران بی تدبیری است که با ندانم کاری، سعی می کنند آینده تاریکی را برای پیروزی جنبش ترسیم کنند "

شخصاً با این جمله موافقم و به احترام آن کلاهم را از سر برمی دارم اما اعتقاد دارم که این جمله می توانست به شکلی بهتر ، متمدنانه تر و کاملتر بیان شود . ادبیات رایج در جمهوری اسلامی ( صرفاً به لحاظ شکلی و نه از نظر ماهوی ) در این عبارت موج می زند . به عنوان مثال بسیار ساده تر و شفافتر می توانستند بگویند سلطنت طلبان و مجاهدین خلق ( یا با همان تعبیر رایج منافقین ) که البته به باور من هیچ اشکالی هم نداشت اما بکار بردن اینگونه عبارات نیشدار و غامض خواننده را دچار نوعی نگرانی می کند که براستی چه کسانی در پشت این شورای هماهنگی راه سبز قرار دارند و چرا اینگونه سخن می گویند . شخصاً معتقدم دیگر دوران حکومتهای فردی دیکتاتوری چه از نوع پادشاهی و چه از نوع آخوندی و چه از نوع چریکی و جنگی بسر آمده است . تاکنون هم نه دیده ام و نه شنیده ام که طرفداران پادشاهی یا مجاهدین خلق ، این جنبش را دقیقاً منطبق با خواسته های خود بدانند و خود را از آن بدانند . بخصوص در مورد مجاهدین که مطمئنم اساساً اقبالی در داخل ایران ندارند چرا که نسل جوان آن ها را نمی شناسد و نمی داند که چگونه آن خانم انتخاب شده اند و چرا و با تکیه به کدامین انتخاب مردمی خود را رئیس جمهور ایران می دانند .
تازه ، اگر همین ادبیات را هم بپذیریم جای پرسشهای دیگری باز می شود که باید هر چه سریعتر پاسخی درخور برای آنان پیدا کرد و در جهت شفاف سازی و برای نشان دادن احترام به مردم ایران ، طی بیانیه ای اعلام عمومی نمود .
مهمترین پرسش هایی که باید از جانب شورای هماهنگی راه سبز پاسخ داده شوند عبارتند از :

1 - چه افرادی در این شورا هستند و طی چه مکانیزمی انتخاب شده اند البته این را هم می دانیم که اگر کسانی احیاناً از داخل کشور در این شورا حضور دارند به لحاظ رعایت امنیت جانی باید فعلاً ناشناس باقی بمانند تا زمانی که بتوانند این قرض را به مردم ادا کنند .

2 - نسبت شورای هماهنگی راه سبز با سکولاریسم ( بمعنای جدایی کامل نهاد دین از نهاد دولت ) چیست ؟ آیا با آن موافقند ؟ آیا کسانی غیر شیعه یا غیر مسلمان در این شورا حضور دارند ؟ اگر ندارند چرا ؟

3 - آقای خمینی به شهادت سخنرانی ها و فیلم های موجود ، مستبدترین و دیکتاتورترین حاکم تاریخ معاصر ایران بودند . ایشان نه اخلاق سیاسی داشتند ( دروغ و تقیه و ... ) و نه از عدالت و انصاف بویی برده بودند ( قلم را می شکنیم و توی دهن این و آن و می زنیم و ... ) و سوابقی از جمله صدور دستور اعدام زندانیان سیاسی و ... را نیز در کارنامه خود دارند . از همه این حرفها گذشته حداقل آنقدر داشتند که پیروان ایشان ( واقعی و غیر واقعی ) با اتکا به حرفها و اعمال ایشان سیستم حکومتی فعلی جمهوری اسلامی را با این همه سابقه درخشان در عرصه های داخلی و خارجی به مردم این کشور تحمیل کنند . پرسش این است که نسبت واقعی ( تأکید می کنم ، واقعی ) شورای هماهنگی راه سبز با آقای خمینی چیست و نظرشان در مورد ایشان به چه شکل است ؟

البته پرسشهای متعدد دیگری نیز در میان هست که فعلاً از طرح آنها صرفنظر می کنم تا فرصتی مناسبتر و زمینه ای بهتر مهیا گردد .
با امید به فردایی روشن برای ایران عزیزمان ، فردایی که در آن شفافیت و صراحت ، عدالت و انسانیت سرلوحه کار همگان قرار گیرد
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Monday, March 14, 2011

آیا خامنه ای واقعاً نشانه خداست ؟

آیت الله !
این عبارت تهوع آور به همراه اسم خامنه ای می آید ، عبارتی که برای نام بردن از یکی از جنایتکارترین دیکتاتورهای عصر حاضر به کار می رود و معنی آن این است که این جناب خامنه ای نشانه ای از جانب خداوند است !
به باور من من این عبارت حاوی یکی از دو ایراد بزرگ زیر است :
1 - یا خامنه ای واقعاً نشانه خداوند است که آن وقت باید در اصل خداوندی خداوند شک کرد که چنین نشانه ای دارد ، نشانه ای که دستور قتل و تجاوز و شکنجه می دهد و همگان را دشمن و میکروب و خس و خاشاک و گوساله ( گوینده این عبارات نیز مورد تأیید این جناب نشانه هستند ) می نامد .
2 - یا خامنه ای اساساً نشانه خداوند نیست بلکه او و همپالکی ها و مزدورانش دروغگویانی بیش نیستند .
هرکدام از دو فرضیه فوق صحیح باشد ، خامنه ای و همه آنانی که او را نشانه خداوند می دانند به همراه همان خداوند باید بروند